العلامة المجلسي
44
حياة القلوب ( فارسي )
سوم آنكه : اگر از براي ايشان امام قيّم امين حافظ مستودعى قرار نمىداد كه قيام نماينده به أمور خلق باشد وخيانت در دين خدا نكند وحافظ دين وشريعت باشد وامانتدار اسرار رسول باشد ، هرآينه مندرس مىشد ملت ودين خدا برطرف مىشد وسنّتها واحكام پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم تغيير مىيافت وزياد مىكردند در دين خدا صاحبان بدعت چنانچه صوفيان مىكنند وكم مىكردند از دين خدا ملحدان چنانچه اسماعيليّه كردند ومشتبه مىكردند اينها را بر مسلمانان ، زيرا كه مىبينيم خلق را ناقص ومحتاج - به مربّى ومؤدّب - وغير كامل به اختلافى كه در فهمها وخواهشها وطريقههاى ايشان هست ، پس اگر قيّم وحافظي براي ايشان مقرر نكند خدا كه آنچه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از جانب خدا آورده حفظ نمايد هرآينه فاسد شوند ايشان وتغيير يابد شريعتها وسنّتها واحكام الهى وايمان وتغيير آنها موجب فساد جميع خلق مىگردد « 1 » . وبه سند صحيح از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : ميان حضرت عيسى وحضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم پانصد سال فاصله بود ودر دويست وپنجاه سال نه پيغمبرى بود ونه عالم ظاهري . راوي گفت : پس چه مىكردند مردم ؟ فرمود كه : متمسك بودند به دين عيسى عليه السّلام . پرسيد كه : حال ايشان چه بود ؟ فرمود كه : مؤمن بودند ؛ وفرمود كه : نمىباشد زمين بدون عالمي ، يعنى اگر ظاهر نباشد پنهان خواهد بود « 2 » . وكلينى وابن بابويه وغير ايشان به سندهاى معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كردهاند كه : اگر امام يك ساعت از زمين برطرف شود هرآينه زمين با اهلش به موج آيد چنانچه دريا با اهلش به موج آيد « 3 » .
--> ( 1 ) . علل الشرايع 253 ؛ عيون أخبار الرضا 2 / 100 . ( 2 ) . كمال الدين 161 . ( 3 ) . بصائر الدرجات 488 ؛ كافى 1 / 179 ؛ كمال الدين 202 .